این مجموعه با الهام از زیگورات، کهنالگوی معماری آیینی میان زمین و آسمان، شکل گرفته است. زیگورات نه صرفاً یک فرم معماری، بلکه ساختاری نمادین برای صعود تدریجی، انباشت معنا و حرکت از مادیت به تأمل است. در این آثار، فرم پلکانی زیگورات به واحدهایی فشرده، تودهوار و گاه فرسوده فروکاسته شده؛ گویی زمان، آیین و اسطوره بر آنها رسوب کردهاند.
سطوح خشن، شکستخورده و تیرهرنگ یادآور سنگ، خاک و حافظهاند؛ عناصری که همزمان وزن تاریخ و سکوت آن را حمل میکنند. تکرار بلوکها و نابرابری ارتفاعها به جای نظم کامل، بر ناپایداری ساختارهای انسانی تأکید دارد؛ زیگوراتی که دیگر جایگاه خدایان نیست، بلکه ردپای انسان معاصر را در خود دارد.
انتقال این فرم عظیم به مقیاسهای کوچکتر—از حجمهای مستقل تا زیورآلات—حرکتی است برای درونیسازی اسطوره. زیگورات از بنایی آیینی به ابژهای شخصی بدل میشود؛ نشانهای که بر بدن یا در فضای زیست روزمره حمل میگردد. در این دگردیسی، امر مقدس نه در ارتفاع، بلکه در تماس، وزن و نزدیکی تعریف میشود.
این آثار تلاشی هستند برای بازخوانی گذشته، نه با بازسازی آن، بلکه با فشردهکردن معنا در فرمهایی خاموش؛ فرمهایی که میان معماری، مجسمه و بدن معلقاند و پرسشی مداوم را طرح میکنند:
چگونه میتوان امروز، در جهانی فروریخته از اسطورهها، هنوز به ایدهی صعود اندیشید
این مجموعه از یک مجسمهی ایستاده و آبستره آغاز میشود؛ حجمی چندوجهی که با شکست سطوح و تضاد میان تعادل و ناپایداری شکل گرفته است. مجسمه بهعنوان نقطهی آغاز زبان فرمی، فضایی میان ایستایی و تعلیق ایجاد میکند؛ جایی که نور، سایه و حضور بدن بیننده وارد گفتوگویی مداوم با حجم میشوند. این اثر، نه صرفاً یک شیء، بلکه تجربهای فضایی است که مرز میان بدن و محیط را بازتعریف میکند.
لباس، ترجمهی این حجم به سطح بدن است؛ ساختاری پوشیدنی که بدن را به بستری برای سازماندهی فضا بدل میکند. برشهای هندسی و خطوط تیز، بدن را درون یک نظم معماریگونه قرار میدهند و آن را میان حرکت و ایستایی معلق نگه میدارند. لباس نه تابع بدن است و نه در پی تزئین آن، بلکه همچون یک سازهی نرم، نسبت بدن با فضا را دوباره تعریف میکند.
گردنبند، چکیده و فشردهترین بیان این زبان فرمی است؛ تکهای از مجسمه که به مقیاسی شخصی منتقل شده و روی بدن معلق میشود. زاویهها و سطوح شکسته در تماس مستقیم با بدن، تنش میان سختی ماده و لطافت پوست را آشکار میکنند. این زیور نه تزئین صرف، بلکه نشانهای فضایی است؛ حجمی کوچک اما مقتدر که بدن را به ادامهی مجسمه تبدیل میکند.
















































































